محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6602

تاريخ الطبرى ( فارسي )

جا كه در آن كمين كرده بودند سوى آنها رفتند و از جاهايشان پسشان راندند كه پراكنده شدند و زنگيان تعقيبشان كردند تا به نهر ابو الخصيب رسيدند و اندك گروهى از سواران و پيادگانشان را كشتند و چيزى از زنان و اثاث را كه گرفته بودند پس گرفتند . و چنان بود كه گروهى از غلامان و ياران موفق كه به آهنگ خانه خبيث در شرق نهر ابو الخصيب رفته بودند به غارت و بردن غنيمتها به كشتيهاى خويش سرگرم شده بودند . از اين رو زنگيان در آنها طمع بستند و بر سرشان ريختند و پسشان راندند و تا محل بازار گوسفند كه جزو اردوگاه زنگيان بود تعقيبشان كردند . جمعى از سرداران غلامان به يارى ( 649 ياران و دليران خويش ثبات كردند و زنگيان را پس راندند تا كسان بيامدند و به جاهاى خويش بازگشتند و تا به وقت نماز پسين نبرد ميانشان دوام يافت در آن وقت ابو احمد به غلامان خويش دستور داد كه همگى صادقانه به فاسقان هجوم برند كه چنان كردند و زنگيان هزيمت شدند و شمشير در آنها به كار فتاد تا به خانهء خبيث رسيدند . در اين هنگام موفق چنان ديد كه غلامان و ياران خويش را كه نيك كوشيده بودند پس ببرد و دستور بازگشتشان داد كه آرام و موفق بازگشتند موفق در نهر بماند و با همراهان خويش كه در كشتيها بودند به حفاظتشان پرداخت تا وارد كشتيهاى خويش شدند و اسبان خويش را نيز وارد آن كردند و زنگيان به سبب آسيبى كه در آخر نبرد به آنها رسيده بود از تعقيبشان باز ماندند . و چنان بود كه در آن روز موفق به ابو العباس گفته بود يكى از سرداران خويش را با پنج كشتى در نهر ابو الخصيب به انتهاى اردوگاه خبيث بفرستد و خرمنهاى معتبرى را كه آنجا بود و خبيث ، ياران زنگى و غير زنگى خويش را از آنجا قوت مىداد بسوزاند . ابو العباس چنان كرد و بيشتر خرمنها را بسوزانيد كه سوختن آن از جمله مهمترين چيزها بود كه فاسق و ياران وى را به ضعف انداخت كه براى قوت خويش جز آن تكيه گاهى نداشتند .